السيد موسى الشبيري الزنجاني

1930

كتاب النكاح ( فارسى )

جاهل . از اين روايت استفاده مىشود كه اگر مرد از روى علم ، قبل از انقضاء عده با زنى ازدواج كند ، حرمت ابد مىآورد ، پس ملاك عدم انقضاء عده است ، نه در عده بودن ( معتده بودن ) ، و در مسأله مورد بحث هنوز عده منقضى نشده است . در پاسخ اين استدلال مىگوييم : اولًا : اين روايت اخص از مدعى است چون تنها به صورت علم نظر دارد ، ولى صورت متعارف مسأله كه صورت جهل و دخول باشد ، از موضوع اين روايات بيرون است . ان قلت : كسى كه نمىداند شوهر زن وفات كرده و با او ازدواج مىكند ، به هر حال يا علم به شوهر داشتن زن دارد ، و يا اگر در وفات وى شك داشته باشد ، علم به احد العنوانين ( شوهر داشتن زن ، يا عدم انقضاء العدة ) دارد و همين علم در حرمت ابد كفايت مىكند . قلت : آنچه در روايت موضوع حرمت ابد است علم به عده و عدم انقضاء آن مىباشد و اين علم در مسأله ما وجود ندارد . ثانياً : با مراجعه به امثله مشابه ، بايد مفاد روايت اسحاق بن عمار را روشن سازيم : آيا اگر در روايات بخوانيم مسافرت قبل از انقضاء ماه رمضان مكروه است ، مىتوانيم استفاده كنيم كه مسافرت در ماه شعبان و قبل از شروع ماه رمضان هم كراهت دارد ؟ يا اين كه روايت تنها به صورت مسافرت در ماه رمضان ناظر است ؟ بىترديد صورت دوم پاسخ صحيح است . در روايات مورد بحث ما ، آيا روايت زمان قبل از تحقق مرگ شوهر يا طلاق كه زمان زوجيت است را هم شامل مىگردد ؟ يا از اين بالاتر زمان قبل از ازدواج را مىتوان مشمول عنوان " قبل ان تنقضى عدتها " دانست ؟ به صرف اين كه پس از آن ازدواج صورت گرفته و طلاق يا مرگى صورت گرفته و هنوز عده زن تمام نشده ؟